غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

107

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

تاثير نموده چهل نوبت سورهء انعام خواند و بر اثير الدين نفرين كرد و همدر آن نزديكى به تير بيداد چرخ اثر درگذشت و از آن جمله ديگرى خواجه صفى الدين عبد المؤمن است كه در فن ادوار موسيقى در عرصهء گنبد دوار بىبدل بود و مانند فيثاغورس در وقوف بر شعبات اصول مقامات ضرب المثل و استاد صفى الدين نيز در زمان مستعصم در بغداد مىبود و در وقت قتل و غارت آن بلده در گوشهء خزيده و نيم روزى خود را بنواحى خرگاه هلاكو خان رسانيده و بر پاى ايستاده آغاز بربط نواختن كرد و بنابر آنكه آن نواى روح‌افزاى اصلا در مغولان بىسر و پا تاثير نميكرد تا وقت غروب هيچكس بحالش نپرداخت آخر الامر يكى از اهل هوش شمهء از فضايل آن استاد ماهر به گوش پادشاه قاهر رسانيد و ايلخان آن جناب را خوشتر از بربطش نواخته مالى خطير از ارتفاعات و مستغلات بغداد مقرر ساخت كه هرساله بوى رسانند و آن عارفه مدتى مديد بخواجه صفى الدين و اولادش ميرسيد و در زمان اباقا خان كه رايت دولت خواجه شمس الدين محمد ارتفاع يافت خواجه بملازمت آستان وزارت آشيان شتافت وزير صافى ضمير ولد ارشد خود خواجه شرف الدين هارون را شاگردش ساخت و استاد صفى الدين در آن اوقات بتصنيف رسالهء شرفيه پرداخت و از آن جمله ديگرى حسام الدين منجم است و در آن ايام كه ايلخان بقتل مستعصم فرمان داد حسام الدين بملازمت پادشاه رفته گفت اگر خليفه كشته گردد عالم سياه و تاريك شود و علامت قيامت مشاهده افتد و امثال اين كلمات مهابت‌آميز چندان عرض نمود كه هلاكو - خان در كشتن خليفه تردد پيدا كرده در آن باب با خواجه نصير الدين طوسى مشورت فرمود خواجه گفت كه زكريا پيغامبر و يحيى معصوم را سلام اللّه عليهما بقتل آوردند هيچ يك ازين حالات بوقوع نه پيوست و اگر حسام الدين دعوى مينمايد كه اين احوال بر خونريزى آل عباس مترتب مىشود غلط است زيرا كه چندين تن از ايشان پيش ازين كشته‌اند نه آفتاب منكسف شد و نه قمر منخسف آنگاه ايلخان از حسام الدين مچلكاء ستاند كه بعد از قتل خليفه تا مدت معين اگر آنچه گفته بظهور نه پيوندد او را بكشد و چون آن مدت انقضا يافت در شب پنجشنبه هشتم محرم سنهء احدى و ستين و ستمائه حسام الدين به تيغ مغولان پرخشم‌وكين گشته شد و ديگرى از آن جمله نجم الدين دبيران است و هو ابو الحسن على ابن عمر بن على القزوينى و نجم الدين در ميدان علم و كمال از فضلاء زمان گوى مسابقت مىربود و در وقتى كه خواجه نصير طوسى برصد مشغولى مىكرد او را بمراغه طلبيد تا در آن باب شرايط امتداد بجاى آورد و نجم الدين متن شمسيه را در زمان وزارت خواجه شمس الدين محمد تضيف نمود و آن رساله را بنام نامى آن وزير صافى ضمير موشح ؟ ؟ ؟ ساخته شمسيه نام فرمود و شرح كشف و حكمت عين و جامع الدقايق نيز از جملهء تصانيف ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ الدين است و مؤيد الدين عرضى دمشقى و فخر الدين مراغى موصلى و محى الدين اخلاطى نيز باهلاكو خان معاصر بودند و در وقت بناء رصد خواجه نصير الدين را امداد مىنمودند و ديگرى از جمله فضلاء زمان هلاكو خان صدر الدين ساوجى است و او بحدت ذهن سليم